مىخواندند و در برابر رفتار ظالمان با او صبر مىكرد تا آنجا كه در زندان و بند ايشان كشته شد . « 1 »
5 - طبرسى مىگويد : در ميان مردم مشهور بود كه ابوالحسن موسى عليه السلام والامقامترين و ديندارترين و فصيحترين فرزند امام صادق عليه السلام و عابدترين و داناترين و فقيهترين فرد زمان خود است . « 2 »
6 - ابن شهرآشوب مىگويد : ريان بن شبيب از قول مأمون نقل كرده است كه براى ورود به مجلس هارونالرشيد مردم اجازهء ورود مىگرفتند ، يكباره وى مضطرب شد و چشم و گردن به سمت او ( موسى بن جعفر ) دراز كرد ، همين كه نزديك وى رسيد هارون روى دو زانو نشست و با او معانقه كرد سپس شروع به پرسيدن از احوال آن حضرت نمود و ابوالحسن عليه السلام مىفرمود : خوب ، خوب و چون از مجلس هارون برخاست ، هارون با او معانقه و خداحافظى كرد ، گفتم : يا اميرالمؤمنين ( ! ) ديدم با اين مرد ( موسى بن جعفر عليهما السلام ) به گونهاى رفتار كردى كه هرگز با كسى نكرده بودى ، اين مرد كيست ؟
هارون گفت : پسرم ! اين وارث علم پيامبران است ، اين موسى بن جعفر بنمحمّد عليهم السلام است هر وقت علم درست خواستى نزد اين است ! مأمون مىگويد : از آن وقت در دل من بذر محبّت ايشان كاشته شد .
هشام بن حكم مىگويد : موسى بن جعفر عليهما السلام به ابرههء نصرانى فرمود :
« علم تو به كتاب خودتان ( انجيل ) چگونه است ؟ » گفت : من عالم به آن و تأويل آن هستم . امام عليه السلام شروع به خواندن انجيل كرد ، ابرهه گفت : مسيح
هامش
( 1 ) - ارشاد : ص 279 .
( 2 ) - اعلام الورى : ص 295 .