نشست و او را نوازش و محبت كرد . پرسيد : « چه مقدار خرج كشاورزى كردهاى ؟ » گفت : صد دينار . فرمود : « چهقدر اميدوارى عايدت بشود ؟ » عرض كرد : دويست دينار .
راوى مىگويد : امام عليه السلام كيسهاى براى وى با سيصد دينار درآورد و فرمود : « اين مبلغ مال تو و زراعتت نيز به حال خود باشد تا خداوند آنچه اميدوارى روزى تو گرداند ! »
مرد عمرى ( منقلب شد ) شروع كرد به عذرخواهى و گفت : خدا بهتر مىداند كه رسالت خود را در كجا قرار دهد ! بعدها او به خدمت موسى بن جعفر عليهما السلام درآمد .
امام عليه السلام مىفرمايد : روزى به همراه لوحى از مكتب وارد خانه شدم ، پدرم مرا در مقابل خود نشاند و فرمود : پسرم ! بنويس : از كار بد دورى كن و مبادا مرتكب شوى ! و هرگاه كار نيكى را برعهده گرفتى ، بيشتر انجام ده ! سپس فرمود : به زودى از دشمنت انواع كيد و مكر را خواهى ديد ! گفتم : اگر دشمن هم با من كيد كند من با او نخواهم كرد . پدرم فرمود :
« ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ »
. « 1 » « 2 »
7 - ابوالفرج اصفهانى مىگويد : موسى بن جعفر بنمحمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابىطالب عليهم السلام ، كنيهاش ابوالحسن و ابوابراهيم ، مادرش امولد به نام حميده است .
از يحيى بن حسن نقل كرده ، مىگويد : موسى بن جعفر عليهما السلام چنان بود
هامش
( 1 ) - آل عمران / 34 : آنها دودمانى بودند كه بعضى از بعضى ديگر گرفته شدهاند .
( 2 ) - مناقب : 2 / 397 .