سپس روى آن را با خاك پوشانديم ، باز سخن خودش را بر ما تكرار كرد و فرمود : « اين مردهاى كه حنوط و كفن شده و در آن لحد دفن شده چه كسى است ؟ » گفتيم : اسماعيل . فرمود : « خدايا تو شاهد باش ! » آنگاه دست موسى عليه السلام را گرفت و فرمود : « اين حق است و حق از اوست تا وقتىكه خداوند وارث زمين و اهل زمين است » .
نعمانى از طريق ديگرى همين حديث را از زراره نقل كرده است و در آخر آن مىافزايد : امام صادق عليه السلام فرمود : « بهخدا قسم كه صاحب شما در حالى ظاهر خواهد شد كه در گردن وى بيعت كسى نباشد » و فرمود :
صاحب شما ظاهر نخواهد شد تا اينكه اهل يقين نيز دربارهء او شك و ترديد كنند :
« قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ » .
« 1 » « 2 »
40 - همو از صفوان بن مهران جمّال نقل كرده ، مىگويد : منصور بن حازم و ابو ايّوب خرّاز از امام صادق عليه السلام پرسيدند - درحالى كه من هم با ايشان حاضر بودم - گفتند : خداوند ما را فداى شما گرداند ! هر صبح و شام كه مىگذرد كسانى مىميرند ( اگر براى شما اتفاقى افتاد ) امام ما پس از شما كيست ؟ فرمود : « اگر چنان اتفاقى افتاد - دست روى شانهء عبدصالح موسى عليه السلام زد كه پسر بچهء پنج سالهاى بود ، دو جامهء سفيد بر تن داشت - اين است امام شما » . عبداللَّه بن جعفر هم آن روز در خانه حضور داشت . « 3 »
41 - شيخ مفيد از مسمع بن عبدالملك كردين نقل كرده است ، مىگويد :
هامش
( 1 ) - ص / 67 و 68 : بگو : او خبر بزرگى است كه شما از آن رو گردانيد !
( 2 ) - غيبت نعمانى : ص 328 .
( 3 ) - همان .