امام صادق عليه السلام وارد شدم و راجع به صاحب امر ( امامت ) پس از وى پرسيدم ، فرمود : « وى صاحب آن چهارپاست » موسى عليه السلام در گوشهء منزل خردسالى بود با يك بزغالهء مكى كه به آن مىگفت : « خدايى را كه تو را آفريده است سجده كن ! » . « 1 »
37 - از معاوية بن وهب نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، ابوالحسن عليه السلام را كه آن روز سه سال داشت با بزغالهء مكى ديدم كه شاخ بند آن را گرفته مىگويد : « خدايى را سجده كن كه تو را آفريده است » و اين را سه مرتبه تكرار كرد ، پسر بچهاى به او گفت :
سرورم ! به او بگو ! تو مىميرى ، موسى عليه السلام فرمود : « واى بر تو مگر من زنده مىكنم و مىميرانم ؟ خداست كه زنده مىكند و مىميراند » . « 2 »
38 - همو مىگويد : از جمله سخنان مشهور امام صادق عليه السلام وقت ايستادن كنار قبر اسماعيل اين است : « اندوهم براى تو بيش از غم بر مصيبت تو است ، خداوندا ! من تمام آنچه را كه اسماعيل از حقوق مرا كه بر او واجب كرده بودى ، كوتاهى كرده است به او بخشيدم ، پس تو هم تمام آنچه را كه از حق خود بر او واجب كرده بودى و او كوتاهى كرده است بر من ببخش ! » « 3 »
39 - همو از زرارة بن اعين نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم در حالىكه آقاى فرزندانش موسى عليه السلام طرف راست آن حضرت و در مقابلش خفتهاى با روپوش بود ، به من فرمود : زراره !
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى : ص 327 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .