تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
مىگيرد و به‌خاطر خشم تو خشمگين مىشود ، پس واى باز هم واى ، باز هم واى به حال ستمگران ! سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گريست ، على عليه السلام فرمود : به‌خدا سوگند كه من گمان كردم پاره‌اى از جگرم به‌خاطر گريهء پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از دست رفت به‌قدرى گريه كرد كه از چشمانش به مانند باران اشك مىريخت به‌طورى كه اشكها محاسنش را و روانداز او را تر كرد در حالى كه او فاطمه عليها السلام را در آغوش كشيده بود و از او جدا نمىشد و سرش بر سينهء من بود و من متكاى او بودم و حسن و حسين پاهاى او را مىبوسيدند و با صداى بلند گريه مىكردند . على عليه السلام فرمود : اگر من بگويم : جبرئيل عليه السلام در آن خانه بود ، راست گفته‌ام ، چرا كه من صداى گريه و نغمه‌اى را مىشنيدم ولى نمىدانستم از كيست و مىدانستم و ترديدى نداشتم كه آن صداى فرشتگان است . زيرا كه جبرئيل عليه السلام در چنان شبى امكان نداشت از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم جدا شود ! من گريه‌اى از فاطمه عليها السلام ديدم پنداشتم آسمان‌ها و زمين به حال او گريه كردند . سپس فرمود : دخترم ! خدا جانشينِ من بر شماست و او بهترين جايگزين است . سوگند به خدايى كه مرا به حق فرستاده است به‌خاطر گريهء تو عرشِ خدا و فرشتگان پيرامون آن و آسمان‌ها و زمين‌ها و آنچه در آسمان‌ها و زمين‌هاست به گريه درآمدند . يا فاطمه ! سوگند به آن‌كه مرا به‌حق مبعوث كرده است بهشت بر خلايق حرام است تا من وارد شوم و تو نخستين خلق خدا هستى كه پس از من ، پوشيده با زينت و زيور و شادمان وارد بهشت مىشوى ، اى فاطمه ! گوارايت باد ! سوگند به خدايى كه مرا به حق مبعوث فرموده ، تو سرور زنانى هستى