در اينجا نيز آنان با فرشتگان مقرّب حاضر شدند تا من آنها را بر تو گواه بگيرم . على عليه السلام گفت : گواه باشند ، پدر و مادرم به فدايت ! من هم آنها را گواه مىگيرم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنها را گواه گرفت و در ضمن با على شرطى را به پيشنهاد جبرئيل و دستور خداى متعال نمود و آن شرط اين بود : يا على ! بايد به آنچه در اين وصيتنامه است عمل كنى ؛ از جملهء دستورها اين بود : هر كه دوست دارد خدا و رسولش را دوست بدارى و از هر كه با خدا و رسولش دشمنى كند ، بيزارى و دشمنىجويى با صبر و شكيبايى با غيظ بر بردن حق من و غصب خمس تو و ريختن آبرو و حرمت تو ! عرض كرد : آرى يا رسول اللَّه !
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود : قسم به آنكه دانه را بشكافد و موجود زنده را بر آورد من خود از جبرئيل عليه السلام شنيدم كه به پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم مىگفت : يا محمّد ! به او بفهمان كه حرمت او را هتك كنند كه در حقيقت حرمت خدا و رسول خداست و بر او شرط كن كه محاسنش را به خون سرش رنگين كنند !
على عليه السلام مىگويد : چون اين كلمه را از امين وحى ؛ جبرئيل فهميدم نالهاى كشيدم و به رو بر زمين افتادم و گفتم : آرى قبول مىكنم ! راضيم هر چند هتك حرمت شوم و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم معطّل و قرآن پارهپاره شود و كعبه ويران گردد و محاسنم با خون تازهء سرم رنگين شود ، همواره صبر و تقرّب به حق را پيشه كنم تا بر تو وارد شوم !
سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام را طلبيد و به آنان نيز مانند اميرالمؤمنين عليه السلام مطالب را اعلام كرد و آنها نيز مانند آن حضرت جواب دادند و وصيتنامه با مهرهايى زرّين مهر شد ، زرى كه
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 421
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٢١