تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
مىدهد ، من نزد آن مرد رفتم ، او تمام بردگانى كه به همراه داشت همه را به من عرضه كرد ، پرسيدم : آيا جز اينها كسى نزد تو باقى مانده است ؟ گفت : دختر بيمارى هست ! گفتم : او را عرضه كن ! حميده را به من نشان داد ، گفتم : چند مىفروشى ؟ گفت : هفتاد دينار . من همان كيسه را به او دادم ، برده فروش گفت : لا إله الّا اللَّه من ديشب در عالم خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم كه اين كنيز را با همين كيسهء پول از من خريد ! دختر لبخندى زد ! من او را به ابوجعفر ( امام باقر ) دادم و او از اسم كنيز پرسيد ، عرض كرد : حميده ، فرمود : « در دنياو آخرت ستوده‌اى ! » سپس از وضع او پرسيد : عرض كرد : دوشيزه است ، فرمود : « چگونه چنين چيزى ممكن است درحالى كه تو دختر بزرگى هستى ؟ » گفت : ارباب من هر وقت مىخواست به من نزديك شود مردى با صورت زيبا مىآمد و او را مانع مىشد از اينكه دستش به من برسد ! امام باقر عليه السلام او را به امام صادق عليه السلام داد و فرمود : حميده سرور كنيزان از هر آلودگى پاك است همچون شمش طلا و پيوسته فرشتگان او را نگاه مىدارند تا به كرامت الهى باريابد ! « 1 » » . 6 - شيخ طبرسى فرموده است ، از بارزترين ويژگىهاى امام عليه السلام اخبارى است كه دربارهء مادرش رسيده از جمله خبر شيخ مفيد از هشام بن احمر است ، مىگويد : امام صادق عليه السلام در يك روز بسيار گرم به‌دنبال من فرستاد و فرمود : « نزد فلان آفريقايى برو و كنيزى را با اين خصوصيات و اوصاف از او بخواه » من نزد آن مرد رفتم و از او خواستم
هامش
( 1 ) - دلايل الامامة : ص 148 .
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 268 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى