تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
مىگويد : افراد از قوم وى او را گرفتند و گفتند : جحدم ! مىخواهى خون ما را بريزى ؟ مردم اسلام آورده‌اند و اسلحه شان را گذاشته‌اند و جنگى در كار نيست و مردم در امانند ، آن قدر گفتند تا اسلحه او را گرفتند و مردم به گفتهء خالد سلاح بر زمين نهادند . ابن اسحاق مىگويد : حكيم بن حكيم از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، مىفرمايد : « همين كه مردم اسلحه را گذاشتند خالد دستور داد تا دست همه را بستند و سپس در معرض شمشير قرار دادند پس جمعى از آنها را كشتند ، چون خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد دست به طرف آسمان برداشت سپس عرض كرد : پروردگارا ! من از آنچه خالد انجام داد به درگاه تو بيزارى مىجويم ! » . « 1 » 38 - ابن اسحاق از حكيم بن حكيم به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم علي بن ابىطالب عليه السلام را طلبيد ، فرمود : يا على ! نزد اين قوم برو ! و در كار اينها نظارت كن ! و امر جاهليّت را زير پاها بگذار ! على عليه السلام به همراه مالى نزد ايشان رفت و با آن مال كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم داده بود خون بهاى آنها و آن‌چه از اموال آنها آسيب ديده بود همه را داد حتى تاوان ظرف آبخورى سگ آنها را پرداخت به طورى كه چيزى از خون‌بها و مالى نماند مگر پرداخت ، بقيّهء مال نزد او ماند . پس از فراغت على عليه السلام به ايشان فرمود : آيا چيزى از خون‌بها يا مالتان مانده است كه پرداخت نشده باشد ؟ گفتند : خير . فرمود : اين بقيهء مال را طبق دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به
هامش
( 1 ) - سيرهء ابن هشام : 4 / 71 .