آورده است ، مىگويد : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چون از قيامت ياد مىكرد ، گونه هايش سرخ مىشد و سخت خشمگين مىگشت و صدايش را بلند مىكرد گويى سپاهى را هر روز بامداد و شامگاه بيم مىدهد ، مىگفت : من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم ، هر كه مالى بجا گذارد مال خانوادهء اوست و هر كه وام يا فرزندان مستمندى را جا گذارد به من مربوط و به عهدهء من است و من به مؤمنان سزاوارترم . » . « 1 »
37 - « 2 » از حكيم بن حكيم بن عبادبن حنيف به نقل از امام باقر عليه السلام آمده است ، فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم موقعى كه مكه را فتح كرد خالدبن وليد را به عنوان والى فرستاد نه براى جنگ ، و همراه او قبايلى از عرب سليم بن منصور و مدلجبن مرّه بود ، او بر سرزمين بنى جذيمة بن عامربن عبدمناة كنانه وارد شد ، مردم چون او را ديدند سلاح برگرفتند . خالد گفت : اسلحة تان را بگذاريد كه مردم مسلمان شدهاند !
ابن اسحاق مىگويد : بعضى از ياران ما از اهل دانش قبيله بنى جذيمه گويند : همين كه خالد به ما دستور داد كه اسلحهتان را بگذاريد ! يكى از ما به نام جحدم گفت : واى بر شما اى بنى جذيمه ! وى خالد است ، به خدا سوگند كه پس از گذاشتن سلاح چيزى جز اسارت و پس از اسارت هم جز گردن زدن چيزى نيست . به خدا كه من هرگز اسحلهام را به زمين نمىگذارم !
هامش
( 1 ) - مسند احمد : 3 / 337 .
( 2 ) - حديث شمارهء ( 36 ) از همان : 3 / 371 عين شمارهء ( 34 ) بود با اين تفاوت كه در اين حديث پس ازحمد و ثناى الهى آمده است : « هر كه را خدا هدايت كند كسى نمىتواند گمراه كند و هر كه را گمراه كند كسى هدايت نكند » . - م .