گسترش بعدى آنها مستلزم يك نوع تفسير است . در بسيارى از قطعات ، مؤلّف لحنى جزمى براي بيان قضايايى كه جنبهء متافيزيكى دارد به خود مىگيرد بدون آنكه مؤلّف سعى در تثبيت واستدلال مشروعيت آنها داشته باشد . در نوشتههاى فارابى ما به هيچ وجه نه با اين مقدّمات واقدامات مواجه مىشويم ونه با مسائلي كه بدين مقصود نزديك باشد . » « 1 »
2 . ادلّهء اثباتى :
2 - 1 . اس . پينس « 2 » بر آن است كه در متون معتبرى چون تتمّهء صوان الحكمة رساله اى با نام الفردوس از تأليفات ابن سينا به شمار آمده ؛ واين رساله بعينه همان رسالهء فصوص الحكمة است . بنا بر اين ، فصوص به طور قطع از مؤلّفات ابن سينا است « 3 » كه توسّط متأخّران با عنوان فصوص الحكمة - كه برگرفته شده از نام بخشهاى اصلى كتاب است - مشهور گرديده است .
2 - 2 . شايد براي نخستين بار م . ل اشتراوس « 4 » كشف كرد كه رسالهء مقالة في القوى الإنسانية وإدراكاتها اثر ابن سينا كه در ضمن تسع رسائل منتشر شده است ، مشابهت زيادى با بخش معتنابهى از رسالهء فصوص دارد . از اينجا مىتوان چنين نتيجة گرفت كه حد أقل نيمى از فصوص از آن ابن سيناست
و
هامش
( 1 ) . ديباچهء شرح فصوص الحكمة ، صفحهء بيست وهفت إلى بيست وهشت .
( 2 ) .S . Pines.
( 3 ) . ر . ك : مجلهء بررسيهاى اسلامى) Revue des Etudes Islamiques (سال 1951 به نقل از ديباچهء شرح فصوص الحكمة ، صفحهء يك .
( 4 ) .M . L . Straus.