غسل ميّت
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از محمّدبن سليمان ديلمى به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : امام صادق عليه السلام فرمود : « عبداللَّهبن قيس ماصر خدمت امام باقر عليه السلام رسيد ، عرض كرد : بفرماييد : كسى مرده است در حالى كه غسل جنابت نكرده است حكمش چيست ؟ امام باقر عليه السلام فرمود :
« اكنون جواب نمىدهم » عبداللَّه از نزد آن حضرت بيرون شد يكى از شيعيان را ديد ، گفت : اى تودهء شيعيان ! تعجب از شماست كه اين مرد را سرپرست خود مىدانيد و از او پيروى مىكنيد در حالى كه اگر شما را به پرستش خود دعوت كند او را مىپرستيد ؛ از او سؤالى كردم هيچ پاسخى در آن باره نداشت . چون سال آينده نيز بر آن حضرت وارد شد ، باز همان مسأله را پرسيد ، فرمود : جواب نمىدهم !
عبداللَّهبن قيس به يكى از همراهانش گفت : برو و نزد شيعيان و با آنها رفاقت كن و اظهار دوستى نما و از من بيزارى جوى و مرا نفرين كن ! چون موسم حج شد نزد من بيا تا چيزى بدهم كه با آن حج گزارى و از آنها بخواه تا تو را نزد محمّدبن على ( امام باقر ) ببرند ، چون نزد او رفتى از او راجع به كسى كه مرده است بدون غسل جنابت ، بپرس ! آن مرد نزد شيعيان رفت و با آنها بود تا زمان موسم حج و در آيين آن مردم دقّت كرد و آن را پذيرفت ولى از عبداللَّهبن قيس امر خود را پنهان كرد از بيم اين كه مبادا از حج محروم كند !
چون موسم حج شد نزد وى آمد عبداللَّه هزينهء حج را به او داد و از نزد او بيرون شد همين كه به مدينه رسيد همراهانش گفتند : تو در منزل بمان تا تو را نزد او و زنانش ياد كنيم تا اجازه ورود دهد !