8 - « 1 » مجلسى از ابوعمرو بزّاز نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام نشسته بوديم ، امام عليه السلام برخاست و وارد خانه شد و بيرون آمد دو طرف در را گرفت و ما را رد كرد و فرمود : « به خدا سوگند كه من بو و روح شما را دوست دارم چرا كه شما به آيين الهى و فرشتگان او هستيد بين شما و بين آنچه را با ديدن آن هر يك از شما چشمش روشن شود فاصلهاى نيست جز اين كه نفسش به اينجا رسد - با دست به حنجرهاش اشاره كرد - پس از آن فرمود : « از خدا بترسيد و با پرهيزگارىتان بر اين حال كمك كنيد » . « 2 »
9 - همو از ابوبصير به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « بين فردى از شما و آنچه با ديدنش چشمش روشن مىشود فاصلهاى نيست جز اين كه نفسش به اينجا ( حنجره ) برسد كه ملك الموت مىآيد و به او مىگويد : امّا آنچه را كه از دنيا طمع داشتى از دست تو بيرون رفت و آنچه را از آخرت طمع داشتى بر آن اشراف دارى و پيشروى تو پيشروانى راستگو محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و على عليه السلام است . » . « 3 »
عوامل مرگ
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از سعدبن طريف به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « مردم را به نوعى مرگ فرا مىگرفت ، چون زمان ابراهيم عليه السلام شد ، عرض كرد : پروردگارا ! براى مردن ، علّتى مقرّر فرما تا
هامش
( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 135 . حديث شمارهء ( 7 ) مثل حديث شمارهء ( 2 ) بود - م .
( 2 ) - بحارالأنوار : 6 / 190 .
( 3 ) - همان : 6 / 19 .