پس خداوند وحى كرد : آن شخص همانطور بود ولى گروهى از بزرگان و راهبان شهادت دادند كه جز نيكى از او نمىدانند من شهادت آنها را پاداش دادم و با وجود اطّلاعم از حال او آمرزيدم . » . « 1 »
2 - از ابوحمزه به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « داوود عليه السلام از پروردگارش درخواست كرد تا يكى از داوريهاى آخرت را به او بنماياند ! خداوند به وى وحى كرد : اى داوود ! چيزى را تو درخواست كردى كه من به هيچ يك از مخلوقم اطّلاع ندادهام و سزاوار نيست كه كسى جز من چنان داورى كند . » .
امام عليه السلام فرمود : « او را منع نكرد از اين كه دوباره چنان درخواستى كند از اينرو دوباره درخواست كرد تا يكى از داوريهاى آخرت را به او بنماياند ! از اين رو جبرئيل آمد و گفت : اى داوود ! تو چيزى را از پروردگارت خواستى كه هيچ پيغمبرى پيش از تو نخواسته بود ! اى داوود ! آنچه را كه تو درخواست كردى هيچ كس از خلق خدا بر آن اطّلاع نيافته و سزاوار هم نيست كه كسى جز خدا چنان داورى كند ! ولى خداوند درخواست تو را اجابت كرده و خواستهء تو را عطا فرمود !
اى داوود ! نخستين طرفين دعوايى كه فردا بر تو وارد مىشوند حكم دربارهء آنها از داوريهاى آخرت است ! همين كه صبح شد داوود عليه السلام در مجلس قضا نشست پيرمردى گريبان جوانى را گرفته بود و خوشهء انگورى در دست جوان وارد شد ، پيرمرد گفت : اى پيامبر خدا ! اين جوان وارد باغ من شده و تاكستان مرا خراب كرده و بدون اجازهء من از ميوهء
هامش
( 1 ) - كافى : 7 / 405 .