اين بود كه شريح را بين خود و او قاضى قرار داد و به او گفت : اين زره طلحه است كه من در جنگ بصره از تن او كه زير لباسش پوشيده بود ( به عنوان غنيمت ) برگرفتم ! شريح گفت : شاهدى بر گفتهء خودت بياور ! على عليه السلام حسن عليه السلام را آورد و او شهادت داد : آن زره طلحه است كه به عنوان غنيمت در روز جنگ بصره گرفته شده است . شريح گفت : اين ( امام حسن ) يك شاهد است و من با شهادت يك شاهد حكم نمىكنم تا شاهد ديگرى با او نباشد .
امام عليه السلام فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام قنبر را طلبيد او هم شهادت داد كه اين زره طلحه است كه در جنگ بدر ( به عنوان غنيمت ) از تن او برگرفته است . شريح گفت : قنبر زرخريد است و من به شهادت زرخريد حكم صادر نمىكنم ! على عليه السلام خشمگين شد و فرمود : آن ( زره ) را بگيريد ! كه اين مرد ( شريح ) سه مرتبه قضاوت ظالمانه كرد !
امام عليه السلام فرمود : « شريح از جاى خود برخاست و گفت : من بين دو كس داورى نخواهم كرد تا بگوييد از كجا من سه بار ظالمانه حكم كردهام ! فرمود : واى بر تو ! من چون به تو گفتم كه آن زره طلحه است كه در جنگ بدر از تن او ( به عنوان غنيمت ) برگرفتهام ! گفتى : دليل بياور ! در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : هر جا لباس جنگ يافت شود بدون شاهد قبول است . با خود گفتم : تو مردى هستى كه اين حديث را نشنيدهاى ! اين يكى .
وانگهى من حسن عليه السلام را آوردم و او شهادت داد گفتى : اين يك نفر است و من به شهادت يك نفر حكم نمىكنم ! تا يك نفر ديگر با او باشد در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم با شهادت يك نفر و سوگند ( مدّعى ) حكم فرموده است ، اينها دو مورد . سپس قنبر را آوردم و شهادت داد كه زره
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٢٥١