و اصل آزاد شده هبيره و بشير رحّال اجازهء ورود بگيرد ، پدرم اجازه داد آمدند و نشستند ، گفتند : يا اباجعفر ! آيا هر چيزى حدّى دارد كه به آن منتهى مىشود ؟ فرمود : آرى ، براى هر چيزى حدّى است كه به آن منتهى مىشود و چيزى بدون حدّ وجود ندارد .
ابوسلمه مىفرمايد : سفره را آوردند و گستردند ، آنها بين خودشان گفتند : به خدا كه ما نسبت به ابوجعفر توانمند شديم ! گفتند : يا اباجعفر ! آيا اين سفره از جمله چيزهاست ؟ فرمود : آرى . گفتند : پس حدّ آن چيست ؟
فرمود : چون شخص مىخواهد دست به طرف سفره ببرد ، بسم اللَّه بگويد و چون دست مىكشد ، الحمدللَّه بگويد و هر كسى از آنچه در جلويش هست مىخورد نه از جلوى ديگران .
مىگويد : امام باقر عليه السلام آب خوردن طلبيد ، آنها گفتند : يا اباجعفر ! آيا اين كوزه از جمله اشياء هست ؟ فرمود : آرى . گفتند : پس حد آن چيست ؟
فرمود : آن است كه از لبهء ميانهء آن آب بخورند و نام خدا را بر آن ببرند و از گوشهء كوزه آب نخورند زيرا آنجا آبشخور شيطان است . و بگويد :
سپاس خدا را كه آب گواراى زلال به من آشاماند و آن را شور و تلخ به خاطر گناهان من قرار نداد . » . « 1 »
4 - از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همچون بردهاى غذا مىخورد و چون بنده مىنشست و در نقطهء پست غذا را مىخورد و روى جاى پست مىخوابيد » . « 2 »
هامش
( 1 ) - المحاسن : ص 448 .
( 2 ) - همان : ص 457 .