تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
خدا صلى الله عليه و آله و سلم نشست همچنان به فاطمه مىنگريست ، فاطمه گريه كرد و غمگين شد و گفت : پدرم پيش از اين چنين نمىكرد ! پسرانش را صدا زد ؛ پرده را از در خانه كند و النگوها را از دستانش درآورد ، النگوها را به يكى از پسران و پرده را به ديگرى داد ، گفت : خدمت پدرم برويد و به او سلام دهيد و بگوييد : بعد از شما جز اين اتّفاق تازه‌اى براى ما پيش نيامده است حالا هر چه شما بفرماييد ! حسن و حسين عليهما السلام آمدند پيام مادرشان را رساندند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنها را بوسيد و بغل كرد و هر كدام را روى يك زانو نشاند سپس دستور داد النگوها را درهم شكستند و قطعه قطعه كرد سپس سكونشينان ( اصحاب الصّفّه ) - گروهى از مهاجران بى خانه و بى پول - را طلبيد ، قطعات النگو را بين آنها تقسيم كرد و بعد هر كدام از آنها كه لباس نداشت تا خود را بپوشاند ، فرا خواند و آن پرده كه از درازا بلند بود و پهنايش اندك ! هر كدام پرده را به دور كمر مىبستند پس از يك دور مىبريد تا اين كه بين آنها چندين لنگ تقسيم كرد . بعد به زنها دستور داد موقع ركوع و سجده سرشان را بلند نكنند تا اوّل مردان سرشان را بلند كنند و اين كار را به خاطر كوتاه بودن لنگها كرد ، زيرا وقتى كه ركوع و سجده مىرفتند عورتشان از پشت نمودار مىشد . بعدها سنّت بر اين جارى شد كه تا مردها سر بلند نكرده‌اند زنان سرشان را از ركوع و سجده بلند نكنند . سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : خداوند رحمتش را بر فاطمه ارزانى بدارد تا اين كه خداوند از لباسهاى بهشتى بر او بپوشاند و به خاطر اين