امام باقر عليه السلام پزشكى را دعوت كرد و او از وسط دستش رگى را زد و خون گرفت . « 1 »
النگوها
1 - طبرسى به اسناد خود از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود :
« براى زن مسلمان مصلحت نيست كه مقنعه و پيراهنهاى خانهاى بپوشد كه چيزى از آنچه را كه ( تزيينى ) به تن دارد نپوشاند ( بايد طورى باشد كه گوشواره و گردن بند و النگويش را بپوشد - م . ) . » « 2 » .
2 - از زراره به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وقتى كه مىخواست سفر برود از هر كه از اعضاى خانواده مىخواست خداحافظى كند ، خداحافظى مىكرد ، آخرين كسى كه خداحافظى مىكرد فاطمه عليها السلام بود به اين ترتيب عزيمت وى به سفر از خانهء فاطمه بود و چون برمىگشت اوّل به سراغ فاطمه عليها السلام مىرفت . اين بود كه يك بار مسافرت كرد در حالى كه على عليه السلام را از غنيمت جنگى چيزى رسيده بود و آن را به فاطمه عليها السلام داد و او دو النگوى نقرهاى خريد و يك پرده كه از در خانهاش آويخت .
چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از سفر برگشت ، وارد مسجد شد و طبق معمول متوجّه خانهء فاطمه عليها السلام گرديد ، فاطمه شادمان و با اشتياق به سمت پدر بپاخاست ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نگاه كرد ناگهان چشمش به دو النگوى نقرهاى دست فاطمه افتاد و پردهاى كه درِ خانهاش آويخته بود ، رسول
هامش
( 1 ) - مكارم الأخلاق : ص 85 .
( 2 ) - همان : ص 107 .