( بهرمان ) و بنىاميه رنگ زعفران مىكنند » . « 1 »
8 - از حسن زيّات بصرى نقل كرده است ، مىگويد : من با رفيقم خدمت امام باقر عليه السلام رسيديم ، ناگهان ديدم خانه آراسته و روپوش سرخ رنگى بر تن و محاسنش را كوتاه كرده و سرمه زده است ! چند مسأله پرسيديم همين كه بپاخاستيم ، فرمود : « يا حسن ! » گفتم : لبيّك . فرمود : « فردا تو و اين رفيقت نزد من بياييد ! » گفتم : چشم ، فدايت شوم ! فردا كه شد خدمت آن حضرت رسيديم ديديم داخل خانه جز يك حصير چيزى نيست و پيراهن خشنى بر تن دارد .
سپس رو به همراهى من كرد ، فرمود : « اى برادر بصرى ديروز كه وارد شدى من در خانهء زنى بودم كه ديروز روز ( عروسى ) او بود و خانه هم خانهء او و وسايل هم مال او بود براى من آراسته بود تا من هم چون او براى او خود را بيارايم . بنابراين چيزى بر دلت وارد نشده باشد . » .
رفيق من به او گفت : فدايت شوم به خدا سوگند كه در دلم چيزى بود امّا اكنون به خدا قسم كه از دلم بيرون شد و حق را از فرمودهء شما دانستم . « 2 »
لباس خز ( نوعى ابريشم )
1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از زراره نقل كرده است ، مىگويد : . . . « 3 »
2 - همو از ابوجميله با يك واسطه از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود :
هامش
( 1 ) - كافى : 4 / 447 .
( 2 ) - همان : 6 / 448 .
( 3 ) - همان . 6 / 450 . اين حديث در بخش لباس به شمارهء ( 9 ) گذشت - م .