دستور داد حمّام را گرم كنند سپس خود وارد شد و لنگى برداشت و رانها و ناف خود را بست سپس به صاحب حمّام دستور داد جاهاى خارج از لنگ را روغن ماليد . سپس فرمود : « از اينجا برويد !
آنگاه با دست خود پايين تنهاش را نوره كشيد . در نهايت فرمود : « تو همچنين عمل كن . » . « 1 »
3 - از محمّدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدم : آيا اميرالمؤمنين عليه السلام از خواندن قرآن در حمام نهى مىفرموده است ؟ فرمود : « نه ، بلكه در حالى كه شخص برهنه باشد قرآن بخواند ، نهى فرمود امّا در صورتى كه لنگ بر تن دارد ، اشكالى نيست » . « 2 »
4 - از محمّدبن عمر با يك واسطه نقل كرده است كه امام باقر عليه السلام همواره مىگفت : « هر كس به خدا و روز جزا ايمان دارد بدون لنگ ( و پوشش ) وارد حمّام نمىشود . » راوى مىگويد :
روزى وارد حمام شد و نوره كشيد چون نوره بر بدنش جا افتاد ، لنگ را انداخت ، خدمتكارش گفت : پدر و مادرم به فدايت شما ما را به داشتن لنگ و ضرورت آن سفارش مىكنيد در حالى كه خود لنگ را انداختيد ؟
فرمود : « مگر ندانستى كه نوره روى عورت و بدن را پوشانده است ! » « 3 »
5 - طبرسى به اسناد خود از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود :
« اشكالى ندارد كه آب حمّام مقدارى لاى و گلآلود باشد » . « 4 »
6 - از زراره نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام را ديدم كه از حمام
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 501 .
( 2 ) - همان : 6 / 502 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - مكارم الأخلاق : ص 59 .