نزد او ياراى سخن گفتن نبود . « 1 »
بر اساس اطّلاعات موجود در منابع تاريخى ، استاد مير در دانشهاى عقلي ، ملّا رجبعلى تبريزى ( م 1080 ه . ق ) - شاگرد مير فندرسكى ( م 1050 ه . ق ) - عارف ، حكيم ، متكلّم و اديب پرآوازه - متخلّص به واحد - معاصر شاه عبّاس دوم ( 1078 - 1052 ه . ق ) بوده . بعدها در ضمن آراى مصنّف به ديدگاهها و مبانى فكرى اين حكيم بزرگ و اهمّيت و نقش وى در سير انديشهء فلسفى اشاره خواهيم كرد .
صاحب رياض با وجود اذعان به زهد ، فضل و عظمت علمى و تسلّط اين حكيم دانا ، معتقد است كه با علوم دينى ، ادبى و عربى آشنايى نداشته . « 2 » او دربارهء شاگردان حكيم تبريزى نيز چنين مىگويد : « او شاگردان فاضلى داشته ، امّا آنها فقط در علوم منطقى ، طبيعي و حكمت الهى تسلّط داشتند و قادر بر تحرير عبارات عربى نبودند . » « 3 » سپس بعد از معرّفى اجمالى يكايك شاگردان ، در پايان به مير قوام الدين مىرسد . از ديد وى مير قوام در ميان همدرسانش در پايينترين مرتبه قرار داشته ؟ ! ! شايد علّت اين بىمهرى نسبت به ملّا رجبعلى و تربيتيافتگان مكتبش آن باشد كه اينان به مفاهيم و قضايايى همچون قاعدهء « الواحد » معتقد بودند كه با أصول اعتقادى صاحب رياض منافات داشته و به زعم وى از عقايد صوفيه به شمار مىآمد .
در هر صورت ، به اذعان همگان ، ملّا رجبعلى تبريزى تسلّط فراوانى بر مباحث معقول و حكمت مشّاء داشت ، و به تعبير شيخ عبد النبىّ قزوينى ، شفا و اشارات در دستان او همچون موم بود . « 4 » از جمله حكما و عرفايى كه در وى تأثير گذارده و در تكوين شخصيت علمىاش نقش داشتهاند ، مىتوان از فارابى ، مسلمة بن احمد مجريطى ، محمود شبسترى ، شمس الدين قونوى و حكماى هند ياد كرد . « 5 »
عظمت علمى و طهارت قلبى ملّا رجبعلى ، نه تنها شاگردان وى از جمله مير ، بلكه
هامش
( 1 ) . تاريخ حكماء و عرفاء متأخّر بر صدر المتألّهين ، ص 48 .
( 2 ) . ر . ك : رياض العلماء ، ج 2 ، ص 283 .
( 3 ) . همان ، ص 284 .
( 4 ) . تتميم أمل الآمل ، ص 15 .
( 5 ) . ر . ك فلسفهء إيراني و فلسفهء تطبيقي ، ص 99 .