دُونِها سِتْراً »
« 1 »
.
آورده است ، فرمود : « چنين بود كه خانه سازى را نمىدانستند . » . « 2 »
سورهء مريم
1 - علىّبن ابراهيم در روايتى از ابوالجارود به نقل از امام باقر عليه السلام دربارهء آيهء :
« ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا »
« 3 » آورده است ، فرمود : « زكريا ذكر پررودگارش را مىگفت ، پس مورد رحمت خدا قرار گرفت .
« إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي »
« 4 » مىگويد : من ناتوانم
« وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ
رَبِّ شَقِيًّا »
يعنى دعاى من در نزد تو بى جواب نمىماند
« وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي »
مىگويد : دربارهء بستگانم پس از خود بيمناكم
« وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً . . . »
« 5 »
در حالى كه آن روز زكريا فرزندى نداشت كه جانشين و وارث او گردد و هدايا و نذرهاى بنىاسرائيل مال كشيشها بود .
زكريّا رئيس كشيشها و زن زكريّا خواهر مريم دختر عمرانبن ماثان بود . و آن روز پسران ماثان رؤساى بنى اسرائيل و شاهزادگان ايشان
هامش
( 1 ) - كهف / 90 : جز آفتاب براى آنها پوششى قرار نداده بوديم .
( 2 ) - تفسير عياشى : 2 / 350 .
( 3 ) - مريم 2 / : اين يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بندهاش زكريّا .
( 4 ) - همان / 3 و 4 : در آن هنگام كه ( از نداشتن فرزند غمناك بود ) پروردگارش را در خلوتگاه پنهان خواند ، گفت : پروردگارا ! استخوانم ( كه ستون پيكر من است ) سست شده است . . .
( 5 ) - همان / 5 : ( پروردگارا ! ) من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم ( كه حق پاسدارى آيين تو را نگاه ندارند و از طرفى ) همسرم نازا و عقيم است تو از نزد خود جانشينى به من ببخش !