وا مىدارى كه حوصلهء آن را ندارم ! و به موسى گفت :
« إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً قالَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً وَ لا أَعْصِي لَكَ أَمْراً »
« 1 »
پس راجع به آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و از آنچه بر سرشان مىآيد براى موسى نقل كرد و هر دو به شدّت گريستند .
سپس از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و از اميرالمومنين و از فرزندان فاطمه عليها السلام سخن گفت و فضايل آنها را بيان كرد و آن مقاماتى كه به ايشان داده شده است به حدى كه موسى مىگفت : كاش من از آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بودم و همينطور از بازگشت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به جانب قوم خودش و آنچه از ايشان ديد و تكذيب آنها آن حضرت را و اين آيه را تلاوت كرد :
« وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ »
« 2 » در حالى كه آن حضرت برابر ايشان پيمان بسته بود . » . « 3 »
16 - از ابوحمزه به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود :
« موسىبن عمران عليه السلام يوشعبن نون را وصىّ خود قرار داد و او همان ( فتى ) هم سفر اوست كه خداوند در كتاب خود ( قرآن ) او را ياد كرده است . » . « 4 »
هامش
( 1 ) - كهف / 67 - 69 : تو هرگز توانايى ندارى با من شكيبايى كنى ، تو چگونه مىتوانى در برابر چيزى كه از رموزش آگاهى ندارى شكيبايى كنى ؟ ( موسى ) گفت : به خواست خدا مرا شكيبا خواهى يافت و قول مىدهم كه در هيچ كارى با تو مخالفت نكنم !
( 2 ) - انعام / 110 : ما دلها و چشمهاى آنها را وارونه و دگرگون مىنماييم آن چنان كه در آغاز دعوت ايمان نياوردند .
( 3 ) - تفسير عياشى : 2 / 329 .
( 4 ) - همان : 2 / 330 .