اى حبيب ! چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مكه را فتح كرد خود را در عبادت خدا و شكر نعمتهايش در طواف خانه خدا به زحمت انداخت و علىّ عليه السلام با او بود . چون شب بر آن شب پردهء تاريكى انداخت هر دو به قصد سعى به صفا و مروه رفتند ، همين كه از صفا به سمت مروه فرود آمدند بدون توجه به تاريكى شب از آسمان نورى مشاهده شد كه تمام كوههاى مكه را روشن كرد و چشم آنها را خيره ساخت و از آن بابت سخت نگران شدند !
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفت تا از آن پهنا بالا رود و على عليه السلام به دنبال او رفت . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سرش را به طرف آسمان كرد ، دو انار بالاى سرش ديد .
امام عليه السلام فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آنها را دريافت كرد . پس خداى عزّوجلّ وحى كرد يا محمّد ! آنها را از بهشت چيدهاند نبايد جز تو و وصيّت علي بن ابى طالب عليه السلام بخورد !
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم يكى از آنها را و على عليه السلام ديگرى را ميل كردند .
سپس خداوند آنچه را كه بايد وحى كند وحى كرد .
امام باقر عليه السلام فرمود : « اى حبيب !
« وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى »
« 1 » يعنى در كنار سدرةالمنتهى موقعى كه به آسمان رفت جبرئيل به او رسيد . همين كه به محل سدرة المنتهى رسيد جبرئيل همانجا ايستاد و گفت : يا محمّد ! اينجا ايستگاه من است كه خداى عزّوجلّ
هامش
( 1 ) - نجم / 13 - 15 : و بار ديگر نيز او را مشاهده كرد ؛ نزد سدرة المنتهى ( همان درخت مخصوص ) كه جنّة المأوى ( و بهشت برين ) در نزد آن است .