ضرر آن زن حكم كرد آن زن خشمناك شد و گفت : به خدا سوگند كه اين داورى تو به حق نبود و تو بين رعيّت دربارهء همه يكسان قضاوت نمىكنى و رعايت عدالت را نمىنمايى ! و قضاوت تو طبق رضاى خدا نمىباشد !
اميرالمؤمنين عليه السلام نگاهى طولانى به سمت او كرد ، سپس فرمود : اى زن بدزبان ! اى گستاخ - يا اى پيس ! - از جايى كه زنان عادت ماهيانه مىبينند ، تو نمىبينى !
آن زن با شنيدن سخنان اميرالمؤمنين پا به فرار گذاشت در حالى كه مىگفت : واى بر من ! پسر ابوطالب راز پنهان مرا فاش كردى !
عمرو بن حريث به او برخورد كرد ، گفت : چه بود كه با سخنان خوشحال كننده با على مواجه شدى و بعد او چيزى گفت كه تو پا به فرار گذاشتى ؟ آن زن گفت : به خدا سوگند كه على خبر درستى داد و چيزى را كه از اول ازدواجم از شوهرم پنهان داشتم او گفت .
عمرو خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت و آنچه آن زن گفته بود به عرض آن حضرت رساند ضمن گفتههايش گفت : يا اميرالمؤمنين ما شما را به كهانت ( پيشگويى ) نمىشناختيم ! فرمود : واى بر تو اين گفتهء من كهانت نيست بلكه خداوند ارواح را هزار سال پيش از بدنها آفريد و چون ارواح را در بدنها قرار داد در پيشانى آنها نوشت : مؤمن و كافر . و هيچكدام از آنها به قدر گوش موشى آزمايش نشده بودند ، آنگاه اين آيه قرآنى را در آن باره نازل كرد :
« إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ »
« 1 » رسول
هامش
( 1 ) - حجر / 75 : در اين ( سرگذشت عبرتآميز ) نشانههايى است براى هوشياران .