مىفرمود : « پادشاهانى كه مال مردم را جدا مىكنند ، همهء آنها از فيئى و انفال و نظاير آن هستند . » . « 1 »
14 - از ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به آيهء :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفالِ »
« 2 » پرسيدم ، فرمود : « آنچه مال پادشاهان است از آنِ امام است . » . « 3 »
15 - در روايت ديگرى ثمالى ( پس از سؤال و جواب قبلى ) مىگويد :
عرض كردم : پادشاهان آنچه در اختيار دارند به فرزندانشان و زنانشان و خويشاوندان و اشراف مىدهند - تا به ذكر خواجگان رسيد - من چيزى در اين موارد نمىگفتم مگر اين كه مىفرمود : « و آن هم » تا اينكه فرمود : « دويست درهم تا صد و هزار درهم از آن مال مىداد » . سپس فرمود :
« هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 4 »
.
« 5 »
16 - از جابر نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به تفسير اين آيه :
« يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ »
« 6 » پرسيدم ، فرمود : « تفسير باطنى آن را خدا اراده مىكند و آن چيزى است كه اراده مىفرمايد ولى هنوز انجام نداده است و امّا جملهء
« يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ »
يعنى خداوند حق آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را تثبيت مىنمايد و امّا قول خدا
« بِكَلِماتِهِ »
فرمود : « كلمات او در باطن علىّ عليه السلام است كه در باطن ، او كلمة اللَّه است .
هامش
( 1 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 48 .
( 2 ) - انفال / 1 : از تو دربارهء انفال مىپرسند .
( 3 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 48 .
( 4 ) - ص / 39 : اين عطاى ماست به هر كس مىخواهى ببخش و از هر كسى مىخواهى امساك كن ، حسابى بر تو نيست .
( 5 ) - تفسير عيّاشى : 2 / 49 .
( 6 ) - انفال / 7 : خداوند مىخواهد حق را با كلمات خود تثبيت كند و ريشه كافران را قطع كند .