دريافت كند و من امروز پشتيبان توام .
مىفرمايد : « پس او را به درگاه ربّ العزّت برد و بگويد : پروردگارا ! اى پروردگار من ! اين بندهء تو است و تو به او آگاهترى ، او دربارهء من رنج كشيده و مواظب من بود ، به خاطر من او دوستى و دشمنى مىكرد .
پس خداى عزّوجلّ فرمايد : اين بندهء مرا به بهشت بريد و از جامههاى بهشتى بر او بپوشانيد و بر سر او تاجى بنهيد ! و چون با او چنين كنند او را به قرآن بنمايانند . و از او بپرسند : آيا بدانچه با دوستت عمل شد راضى هستى ؟ گويد : پروردگارا ! به نظر من كم است به او تمام خير را بيفزا !
خداوند بفرمايد : به عزّت و جلال و مقام و الا و ارتفاع مقامم سوگند كه امروز به او و هر كه هم پايهء اوست پنج چيز را با فزونىهايى عطا كنم ، آنان جوانانى باشند كه پير نشوند و تندرستانى باشند كه بيمار نگردند و توانگرانى كه محتاج نگردند و شادكامانى كه اندوهگين نشوند و زندههايى كه هرگز نميرند . سپس اين آيه را تلاوت كرد :
« لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى »
« 1 »
راوى مىگويد : عرض كردم : فدايت شوم ! يا اباجعفر ! آيا قرآن سخن مىگويد ؟ لبخندى زد ، سپس فرمود : « خداوند رحمت كند شيعيان ساده دل ما را ! زيرا كه آنها اهل تسليم و پذيرشند .
فرمود : « اى سعد ! نماز هم سخن مىگويد و صورتى دارد و خلقى باشد كه فرمان دهد و منع كند ! »
هامش
( 1 ) - دخان / 56 : طعم مرگ را در آن نچشند جز همان مرگ نخستين .