كرديد چرا كه قرآن را كتابى دقيق يافتيد ، شما در آن باره بر اساس خال روى هسته ، پوست نازك روى خرما ، نخ وسط هستهء خرما و خردل محاسبه كرديد ، در نتيجه بر شما عرصه تنگ شد و بهجانب احاديثى فرار كرديد كه ميدان را بر شما گسترده كند . » . « 1 »
دربارهء ابوذر
1 - صدوق از اسماعيلبن ابىزياد به نقل از امام صادق از قول پدر بزرگوارش عليهما السلام آورده است ، فرمود : « ابوذر - خدايش بيامرزد - به قدرى از خوف خداى عزّوجلّ گريه كرد كه چشمانش آزرده شد ، گفتند : ابوذر ! بهتر است از خدا بخواهى چشمانت را شفا دهد ! گفت : من گرفتار چيزى هستم كه مهمترين مشكل من است ، پرسيدند : چيست كه تو را از درد چشمت بازداشته است ؟
گفت : دو امر مهم بهشت و جهنّم . » . « 2 »
2 - از سكونى ، به نقل از جعفربن محمّد ، از پدر بزرگوارش عليهما السلام آورده است ، فرمود :
« ابوذر - خدايش بيامرزد ! - كنار كعبه بپاخاست و گفت : منم جندببن سكن مردم اطراف او را گرفتند . گفت : اگر كسى از شما قصد مسافرت داشته باشد حتماً زاد و توشهاى مناسب براى سفرش فراهم مىكند ، بنابراين آيا براى سفر روز قيامت توشهء مناسبى فراهم نمىكنيد ؟ مردى با شنيدن سخن وى رو به او كرد و گفت : تو ما را راهنمايى كن ! اباذر
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 22 .
( 2 ) - خصال : ص 39 .