فرمود : چند نفر شاهد حاضر كن ! و من چهار تن از قريش ، از جمله نافع آزاد شدهء عبداللَّهبن عمر را حاضر كردم ، سپس فرمود : بنويس ! اين وصيّتى است كه يعقوب به فرزندانش فرمود :
« يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ »
« 1 »
و محمّدبن على عليهما السلام نيز به جعفربن محمّد عليهما السلام وصيّت كرد و به او دستور داد تا ( پس از مرگ او را ) در آن بُردى كه روزهاى جمعه در آن نماز مىخوانده است كفنش كند و عمامهء مخصوص او را به سرش ببندد و قبر او را چهارگوشه بسازد و آن را چهار انگشت از زمين بلند كند و چون خواست به خاك بسپارد ، بندهاى كفنش را باز گشايد !
سپس به گواهان فرمود : خدا رحمتش را شامل حال شما كند ، برگرديد ! وقتى كه آنها رفتند عرض كردم : پدر جان ! اين مطالب آن قدر مهم نبود كه شما بر آن گواه گرفتيد ! فرمود : پسرم ! من راضى نبودم كه تو در امر دفن و كفنِ من تحت تأثير نظر ديگران باشى و آنها بگويند وصيّتى نشده است ! من خواستم دليل و مدركى براى تو باشد . » . « 2 »
روايات امام عليه السلام دربارهء بنى هاشم
1 - حميرى از عبداللَّهبن ميمون قداح به نقل از جعفربن محمّد از قول پدرش آورده است ، فرمود : « پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در روز جنگ بدر از عبّاس چند
هامش
( 1 ) - بقره / 132 : فرزندان من ! خداوند اين آيين توحيد را براى شما برگزيده است ، بنابراين جز بر اين آيين رهسپار نشويد و جز با قلبى مملوّ از ايمان و تسليم جهان را وداع نگوييد .
( 2 ) - كافى : 1 / 307 .