صادق عليه السلام از پدرش از قول امّ سلمه روايت مىكند كه وى روزى بامدادان گريه مىكرد ، از او پرسيدند چرا گريه مىكنى ؟ گفت : فرزندم حسين را كشتند ! چرا از وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفته است خواب نديدم جز امشب كه او را در خواب ديدم ، عرض كردم : پدر و مادرم به فدايت چرا خاك آلودهايد ؟ فرمود : امشب از سرشب قبر حسين عليه السلام و يارانش را حفر مىكردم ! . « 1 »
5 - همو از بريدبن معاويهء عجلى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « وقتى كه حسينبن على عليهما السلام كشته شد در بدن آن بزرگوار سيصد و بيست و چند جاى سرنيزه و يا ضربت شمشير و يا محل اصابت تير مشاهده شد .
روايت است كه تمام اين زخمها از پيش روى او بوده است زيرا كه آن حضرت پشت به دشمن نمىكرده است . » . « 2 »
6 - حميرى از عبداللَّهبن ميمون به نقل از جعفربن محمّد از قول پدرش عليهما السلام آورده است فرمود : « على عليه السلام با دو تن از يارانش از سرزمين كربلا گذر كرد .
مىفرمايد : چون به آنجا رسيد چشمانش پر از اشك شد ، سپس فرمود : اينجا محل پياده شدن آنها و جاى بار انداختن آنهاست . در اينجا خون آنان را مىريزند ! خوشا به حال تو اى خاك كربلا ! كه خون عزيزان در تو ريخته مىشود ! » . « 3 »
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 84 .
( 2 ) - همان : ص 99 .
( 3 ) - قرب الاسناد : ص 14 .