داشت . على عليه السلام ابر سخت را برابر هموار برگزيد و بر آن سوار شد و هفت طبقهء زمين را گشت ، ديد سه طبقهء آن ويرانه و چهار طبقهاش آباد است » . « 1 »
33 - از ابوحمزهء ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود :
« اى ابوحمزه . . . » . « 2 »
34 - از جابر جعفى از قول امام باقر عليه السلام به نقل از جابربن عبداللَّه انصارى آورده است ، مىگويد : « جبرئيل عليه السلام بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نازل شد و عرض كرد : خداوند تو را دستور مىدهد كه در بين اصحاب بپاخيزى و فضل على بن ابى طالب را بگويى تا آنها از قول تو فضايل على عليه السلام را به مردم بعد از خودشان بگويند . و به تمام فرشتگان دستور داده است كه تمام گفتههاى تو را بشنوند . و يا محمّد ! خداوند به تو وحى مىكند كه هر كس دربارهء امر او با تو مخالفت كند ، آتش دوزخ از آنِ اوست و هر كه تو را اطاعت كند بهشت مال اوست .
پس پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دستور داد منادى ندا دهد و او نداى « الصلاة جامعة » « 3 » داد ، مردم جمع شدند ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و بالاى منبر قرار گرفت و نخستين چيزى را كه گفت ، اين بود : اعوذباللَّه من الشيطان الرجيم ، بسم اللَّه الرحمن الرحيم ، فرمود : اى مردم ! من بشارت دهنده و بيم دهندهام و منم پيامبر راستين ، همانا من از طرف خداى تعالى دربارهء مردى
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 327 .
( 2 ) - امالى مفيد : ص 13 . اين حديث تكرار حديث شمارهء ( 27 ) بود - م .
( 3 ) - اين جمله شعار دعوت عمومى بود ، تا همگان در يك جا جمع شوند - م .