غيبى ) اطلاع مىدهد ولى نمىداند پسرش كجاست ! ! . « 1 »
4 - از محمّدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد : « در خدمت امام باقر عليه السلام وارد مسجد مردان شديم ، ناگهان طاووس يمانى به اصحابش مىگفت : مىدانيد چه وقت نيمى از مردم كشته شدند ؟ چون امام باقر عليه السلام شنيد نصف مردم را فرمود : « بلكه چهار يك مردم كشته شد ؛ چرا كه آنها ( چهار نفر ) آدم ، حوا ، قابيل و هابيل بودند » طاووس عرض كرد : درست گفتيد يابن رسول اللَّه !
محمّدبن مسلم مىگويد : با خود گفتم : به خدا سوگند كه اين مسأله مهمى بود ! مىگويد : فردا در منزل آن حضرت خدمتش رسيدم ، چون جامه هايش را پوشيد و مركب آن حضرت را زين كردند ، پيش از اين كه بپرسم آن حضرت آغاز سخن كرد و فرمود : « محمّدبن مسلم ! در هند و در بيرون هند مردى است پشمينه پوش كه دستش از پشت به گردن بسته ، ده گروه را به او گماردهاند كه مردم را از بين مىبرند ولى خود از بين نمىروند ؛ هر فردى از آنها برود فرد ديگرى جايگزين او مىشود . او با خورشيد به هر طرف بچرخد مىچرخد تا قيامت وسيله گرماى خورشيد و سرماى زمهرير عذاب شود . » .
راوى مىگويد : عرض كردم : فدايت شوم ! آن كيست ؟ فرمود : « او قابيل است . » . « 2 »
5 - از ابوعبيده نقل كرده ، مىگويد : به امام باقر عليه السلام عرض كردم : سالم بن ابى حفصه پرسيد : مگر نشنيدهاى كه هر كه بدون امام ( و رهبر الهى )
هامش
( 1 ) - بصائرالدّرجات : ص 508 .
( 2 ) - همان .