خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام برگشتم و ماجرا را گفتم ، فرمود : يا ابامحمّد ! آيا او را شناختى ؟ عرض كردم : نه ، خدا و رسولش و اميرالمؤمنين بهتر مىدانند ؟ فرمود : او خضر عليه السلام بود . » . « 1 »
16 - « 2 » شيخ طوسى از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه فرمود : « اين وصيّت اميرالمؤمنين عليه السلام و همين نسخه نوشته سليمبن قيس هلالى است كه به ابان داده و او آن را بر وى خوانده است . ابان مىگويد :
من آن را بر علىّبن حسين عليهما السلام خواندم ، فرمود : راست گفته است سُليم خدايش بيامرزد ! سليم مىگويد : من شاهد وصيّت اميرالمؤمنين عليه السلام بودم موقعى كه به پسرش حسن عليه السلام وصيّت مىكرد و شاهد بر اين وصيّت ، حسين و محمّد و تمام فرزندان و سران شيعه و اهل بيت آن حضرت بودند .
فرمود : پسر عزيزم ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من دستور داده است كه تو را وصىّ خود قرار دهم و نوشتهها و سلاحم را به تو بسپارم . سپس رو به وى كرد و گفت : فرزند عزيزم ! تو ولىّ امر و ولىّ دم هستى اگر ببخشى حق تو است و اگر خواستى ( ابن ملجم را ) بكشى او يك ضربت زده است تو هم يك ضربت بزن ! و نبايد زياده روى كنى ! سپس وصيّت را تا آخرش نقل كرد و چون فارغ شد ، گفت : خداوند شما را به خاطر پيامبرتان در بين خودتان نگاه دارد ! شما را به خدا سپردم و براى شما درود و رحمت خدا را مىطلبم .
هامش
( 1 ) - غيبت نعمانى : ص 58 .
( 2 ) - حديث شمارهء 15 از اختصاص : ص 254 عين شماره ( 13 ) بود كه گذشت - م .