اوصياى از فرزندانم است . پس آن را پدرم به من مرحمت كرد تا بدان وسيله مرا خوشحال كند .
جابر مىگويد : پس مادرتان آن را به من داد و من آن را خواندم و از روى آن نوشتم پس پدرم « امام باقر عليه السلام فرمود : جابر ! آيا ممكن است آن را به من عرضه كنى ؟ عرض كرد : آرى . پدرم با وى رفت تا وارد منزل جابر شد و پدرم از آستينش كتابى از پوست نازك درآورد . و فرمود :
جابر ! به نوشتهء خودت نگاه كن تا من بر تو بخوانم ! جابر به نسخهء خود نگاه كرد و پدرم بر او خواند ، هيچ حرفى با حرف آن نسخه تفاوت نداشت . پس جابر گفت : خدا را گواه مىگيرم كه من در آن لوح همين طور ديدم كه نوشته است . » . « 1 »
17 - طوسى از جابربن يزيد به نقل از امام باقر عليه السلام از قول جابربن عبداللَّه انصارى آورده است مىگويد : خدمت فاطمه عليها السلام رسيدم در حالى كه مقابل آن حضرت اسامى اوصياى از فرزندانش بود و من آنها را شمردم و ديدم دوازده تاست كه آخرين آنها قائم عليه السلام ، سه نام از ايشان محمّد و سه نام از آنها علىّ بود » . « 2 »
18 - از زراره نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « دوازده تن امام از آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم همگى در ارتباط با فرشته فرزندان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و فرزندان علىّبن ابى طالبند . پس رسول
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 210 .
( 2 ) - غيبت شيخ : ص 92 . اين حديث با توضيح لازم در صفحات قبل گذشت - م .