چيست ! ابومحمّد ( فضل ) گفت : من ابوبكر را دوست دارم « 1 » ولى از عمر بيزارم ، عبداللَّه بن طاهر پرسيد : چرا از عمر بيزارى ؟ گفت : به دليل بيرون كردن وى عباس را از شورا ( شورايى كه عمر براى تعيين خليفهء بعد از خود ، تعيين كرد ) بيرون كرد ! فضل بدين وسيله از دست وى رها شد .
( مؤلف ) مىگويم : وى روايتى از امام سجّاد عليه السلام دارد كه ما آن را در باب اصحاب آن حضرت به شمارهء ( 1 ) نقل كرديم .
183 - فضيل بن غزوان ، در جامع الرّواة او را از اصحاب امام صادق عليه السلام نام برده است
ابن حجر مىگويد : فضيلبن غزوانبن جرير ضبّى ، آزاد شدهء ايشان ، كنيهاش ابوالفضل از مردم كوفه ، از ابوحازم اشجعى و سالمبن عبداللَّه بن عمر و ابواسحاق سبيعى روايت كرده و پسرش محمّد و ثورى و ابن مبارك و جمع ديگرى نيز از او روايت كردهاند .
احمد و ابن معين مىگويند : او ثقه است و ابن حبّان او را در زمرهء ثقات نام برده است . و محمّدبن عبداللَّهبن عمّار و يعقوب بن سفيان او را توثيق كرهاند و خالدى شاعر مىگويد : او در روزگار منصور كشته شد .
( مؤلف ) مىگويم : وى روايتى از امام على بن حسين عليهما السلام در باب سيره و فضايل آن حضرت به شمارهء ( 58 ) دارد .
184 - فضيلبن يسار نهدى كنيهاش ابوالقاسم ، عربى بصرى صميم ، ثقه است از ابوجعفر و ابو عبداللَّه عليهما السلام روايت كرده و در روزگار ايشان از دنيا رفته است . ابننوح مىگويد : كنيهء وى ابو مسور بود و كتابى دارد كه گروهى از آن روايت مىكنند .
هامش
( 1 ) - مرحوم آية اللَّه خويى مىنويسد : نشانهء تقيه در اين گفته فضل روشن است زيرا بين مسلمانانكسى نيست كه ابوبكر را دوست و از عمر بيزارى جويد ! معجم رجال الحديث : 13 / 294 - م .