بنى اسرائيل در بين آل فرعون گذرانديم ، زيرا آنها چنان بودند كه پسرانشان را سر مىبريدند و زنانشان را اسير مىكردند ! بزرگ و سرور ما چنان شد كه مردم با دشنام و با ناسزاگويى وى در روى منبرها به دشمنان ما نزديك مىشدند ، در حالى كه قريش بر عرب افتخار مىكرد كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از ايشان است و براى خود جز او فضيلت نمىشمرد ، و عرب براى مردم قريش اين افتخار را قبول داشت و عربها بر عجم افتخار مى كردند كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از ايشان است ، فضيلت ديگرى قائل نبودند و عجم اين افتخار را براى ايشان قبول داشت !
بنابراين اگر عرب راست مىگويد ، بر عجم فضيلت دارد و قريش راست مىگويند كه بر عرب امتياز دارند ، چون محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از ايشان است ، به يقين ما اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را بر قريش فضيلت است زيرا كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم از ماست با اين وجود آنها چنان شدند كه حق ما را مىگيرند و براى ما حقى قائل نيستند ، پس ما اين چنين شديم ، ( اينها را گفتم ) چون تو نمىدانستى كه ما چگونه گذرانديم ! » راوى مىگويد : به گمانم كه او مىخواست حاضران در آن خانه اين سخن را بشنوند ! . « 1 »
153 - از سالم آزاد شدهء ابوجعفر نقل كرده است ، مىگويد ، هشامبن اسماعيل ، علي بن حسين عليهما السلام و اهل بيت او را اذيت مىكرد ، اينها را روى منبرها مىگفت و خبر به امام عليه السلام مىرسيد ، همين كه وليدبن عبدالملك به فرمانروايى رسيد ، او را بر كنار كرد و دستور داد تا او را در حضور مردم نگهدارند . راوى مىگويد : هشام مىگفت : نه به خدا سوگند كه كار هيچ كس براى من مهمتر از كارِ علي بن حسين عليهما السلام نيست ، و من با خود
هامش
( 1 ) - طبقات ابن سعد : 5 / 162 .