آورده است ، فرمود : « مردم شام به محمّدبن حنفيه كه در جنگ صفين روزى به ميدان رفته بود گفتند : اين پسر ابوتراب عليه السلام است !
محمّدبن حنفيه فرمود : اى فرزندان دوزخ و تفالههاى نفاق و اى هيمههاى جهنم ! ساكت باشيد ! كه شما سرانجام وارد آن خواهيد شد ! من از طرف بزرگى كه امرش نافذ است ؛ آن ستارهء فروزان ، ماه تابان سرپرست مؤمنان آمدهام ، « پيش از آنكه گروهى را هلاك سازيم و آنان را به پشت بازگردانيم يا ايشان را از رحمت خويش دور كنيم چنان كه ياران شنبه ( گروهى از يهود ) را از رحمت خود دور كرديم ، در حالى كه فرمان خدا قطعى است » . « 1 »
آيا نمىبينيد كه در چه گردنهاى گرفتار شدهايد ؟ ! « بلكه به سوى تو مىنگرند در حالى كه ايشان نمىبينند ! » « 2 » آيا برادر صميمى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نشانه مىگيريد ؟ ! خوارى و ذلت نصيب شما باد ! هيهات ! به خدا سوگند كه او در ميدان مسابقه از همه بالاتر و از همگان برتر است او بر قله كمال رسيده و مردان در برابر عظمت او كوچكند ، تلاش قهرمانان به جايى نرسيده و ناتوان از رسيدن به جايگاه او هستند كجا ممكن است كه آنان به آن جايگاه دور برسند ؟ !
بنابراين اى بى پدر پدران ، بدتبار ! آهسته و آرام باشيد !
يا اى آن كسانى كه بستند راه كسانى را كه بستند !
راه برادر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را نمىتوانيد ببنديد ، هر گاه چند برابر اين باشيد ! آنكه نظير هارون عليه السلام است ، اگر عقلشان را به كار اندازند ، او در جنگ بدر ، نفر اول بود وقتى كه به ميدان نبرد شتافتند ، براى فتح خيبر او
هامش
( 1 ) - نساء / 47 .
( 2 ) - اعراف / 198 .