كرد ، آمدند ، چكاوك نر روى دست راست و ماده روى دست چپ سليمان عليه السلام قرار گرفت . سليمان عليه السلام از حال آنها پرسيد ، آنها گزارش دادند ، پس هديهء آنها را قبول كرد و سپاهيانش را از آنها و تخمشان دور كرد و دستى بر آنها كشيد و دعا كرد تا خداوند به آنها بركت دهد اين بود كه اين كاكل در اثر دست كشيدن سليمان عليه السلام بر سر آنها پديد آمد . » . « 1 »
4 - از حلبى ، به نقل از امام صادق عليه السلام آورده است ، فرمود : « علي بن حسين عليهما السلام كنيزى داشت كه هر وقت مىخواست حيوانى را براى او ذبح مىكرد . » . « 2 »
5 - از محمّدبن مسلم نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام راجع به نصاراى عرب پرسيدم ، آيا مىشود به حيوانى كه ذبح كردهاند اعتماد كنم ؟
فرمود : « علي بن حسين عليهما السلام همواره از ذبح و شكار و ازدواج با آنها نهى مىفرمود . » . « 3 »
6 - شيخ صدوق از علي بن اسباط به نقل از پدرش آورده است ، مىگويد : ابوحمزه براى ما غذايى فراهم كرد ما گروهى بوديم ، چون همگى حاضر شدند ، ابوحمزه ديد مردى استخوانى را مىشكند سر او فرياد كشيد و گفت : من از علي بن حسين عليهما السلام شنيدم كه مىفرمود :
« استخوآنها را نشكنيد ، زيرا كه براى جن در آنها بهرهاى است و اگر چنين كنيد ، هر خيرى كه در خانه براى شما هست بيرون مىرود . » . « 4 »
7 - از افلح نقل كرده است ، مىگويد : از علي بن حسين عليهما السلام راجع به
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 225 .
( 2 ) - همان : 6 / 238 .
( 3 ) - همان : 6 / 239 .
( 4 ) - من لا يحضره الفقيه : 3 / 350 .