كه شما اهل شعاريد نه اهل دثار ( به لباس زير ، اهميت مىدهيد نه به لباس رو ) سپس فرمود : چرا لُنگ نپوشيدهايد ، در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : عورت مؤمن بر مؤمن حرام است ، مىگويد : اين بود كه فرستاد پارچه كرباسى را براى پدرم آوردند ، پدرم آنها را چهار قسمت كرد ، هر كدام يك قسمت را برداشتيم و وارد حمام شديم .
و چون داخل گرمخانه شديم ، رو به جدم كرد و فرمود : پيرمرد ! چرا خضاب نمىكنى ؟ جدم گفت : من كسى را ديدم كه از من و شما بهتر بود ولى خضاب نمىكرد .
مىگويد : امام عليه السلام با شنيدن سخن جدّم ناراحت شد تا اينكه در همان حمام علّت ناراحتيش را فهميديم ، پرسيد : آن كه بهتر از من بود كيست ؟
جدم گفت : من علي بن ابىطالب عليه السلام را ديدم كه خضاب نمىكرد .
مىگويد : امام عليه السلام با شنيدن سخن پيرمرد ، سر به زير انداخت و عرق مىريخت ، گفت : راست گفتى و حرف خوبى زدى ! آنگاه فرمود : اگر خضاب كنى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم خضاب مىكرد و او بهتر از علي بن ابىطالب عليه السلام است و اگر خضاب نكنى از على پيروى كردهاى !
راوى مىگويد : وقتى كه ما از حمام بيرون شديم ، پرسيديم : آن مرد كه بود ؟ گفتند : او علي بن حسين عليهما السلام بود و پسرش محمّدبن على عليهما السلام نيز به همراه او بود . « 1 »
7 - همو از سدير نقل كرده است كه خود از علي بن حسين عليهما السلام شنيد كه مىفرمود : « هر كسى وقتى كه نوره ( واجبى ) مىكشد : بگويد : خداوندا ! آنچه از من پاك است ، پاكيزه گردان و آنچه پاكيزه است پاكتر كن ! و در
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 507 .