كه اين پيمان و عهد از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به جد و پدر و عموى تو است كه خداى تعالى در اين امّت از جمعى از مردم پيمان گرفته است كه فرعونهاى اين امّت ايشان را نمىشناسند ولى در نزد اهل آسمانها ، ايشان معروفند ؛ آنان اين اعضاى پراكنده و اين اجساد در خون تپيده را جمع آورى كنند و به خاك بسپارند و در اين سرزمين « طفّ » روى قبر پدرت سيدالشّهداء پرچمى نصب كنند كه اثر آن هرگز محو نگردد ! و با گذشت شبها و روزها هرگز به نابودى نكشد ! هر چند كه رهبران كفر و پيروان ضلالت در محو و نابودى آن بكوشند ، « 1 » چيزى جز درخشش و برترى نيفزايد !
گفتم : عمه جان ! آن عهد و پيمان و آن خبر جدم چيست ؟
فرمود : آرى ، امّ ايمن نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روزى از روزها به ديدار خانهء فاطمه آمد و من براى ايشان حريرهاى ( غذايى از آرد و شير و روغن ) فراهم كردم و على عليه السلام آمد و طبق خرمايى آورد . سپس امّ ايمن گفت : من مقدار شير و كره داخل كاسهاى آوردم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام از آن حريره ميل كردند و رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ايشان مقدارى از آن شير آشاميدند ، سپس از خرما و كره اندكى خوردند و آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه على عليه السلام آب مىريخت دستهايش را شست ، و چون از شستن دستهايش فارغ شد دستى به صورت كشيد سپس نگاهى به على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام كرد كه اثر شادمانى را در چهرهاش ديديم ، آنگاه لحظهاى چشم به سمت آسمان دوخت و بعد رو
هامش
( 1 ) - جهت اطلاع از تلاش بىوقفه سردمداران كفر و ضلالت در نابودى اثر قبر سيدالشهدا ، مثلهارون و متوكل به كتابهاى تتمه المنتهى و نظاير آن مراجعه شود - م .