نامطمئن فاش كند ! بنابراين راز رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را پنهان داريد ! من خود از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : اى علي بن ابىطالب ! همانا به خدا سوگند كه من چيزى را براى تو نقل نمىكنم مگر بر اساس آنچه با دو گوشم شنيده و با دلم دريافتهام و به چشمم ديدهام در صورتى كه از خدا نباشد به يقين از فرستادهء خدا يعنى جبرئيل عليه السلام است !
بنابراين يا على زنهار مبادا راز مرا فاش كنى ! زيرا كه من از خدا خواستهام تا به هر كه راز مرا فاش كند ، حرارت آتش دوزخ را بچشاند !
سپس فرمود : يا على ! بسيارى از مردم هستند كه هر چند تعبّدشان اندك است ، هرگاه به آنچه مىگويم عمل كنند ، در سختترين رنج و بالاترين زحمت و كوشش خواهند بود ! و اگر سركشان اين امّت نبودند هر آينه اين راز را برملا مىكردم ولى دانستم كه در آن صورت اين دين ضايع مىشود ، از اين رو دوست دارم كه اين راز به كسى نرسد مگر مطمئن باشد ؛ وقتى كه مرا به آسمان هفتم بردند ، چشمم به شكافى در عرش افتاد كه همانند جوشيدن ديگ ، مىجوشيد ، همين كه خواستم برگردم ، مرا در نزد آن شكاف نشاندند سپس ندا دادند : يا محمّد ! پروردگارت سلام مىرساند و مىگويد : همانا تو بزرگوارترين خلق در پيشگاه او هستى و در نزد او علمى است كه آن را از تمام پيامبران و همهء امّتها اندوخته كرده است جز تو و امّت تو براى كسانى كه تو از ميان آنها ( امّت ) او را براى خدا بپسندى تا آن را براى كسانى كه از ميان ايشان براى خدا بپسندد ، نشر دهد ! آنانى كه پس از آنچه مىگويند ، گناهى پيش از آن مرتكب نشده باشند و نه بيم آن رود كه پس از آن گناهى مرتكب شوند ( خلاصه آنكه معصوم باشند - م ) و از اين رو تو را فرمان مىدهم بر پنهان داشتن آن تا اينكه عالمان به آن رازها نگويند : اينها ما را از
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص١٢٦