برخورد كرده بود و روايت سوّمى را از كتاب ابوالقاسمبن قولويه خاطر نشان كرده ، مىگويد : يكى از اصحاب ما ( شيعه ) نقل كرده ، مىگويد :
محضر علي بن حسين عليهما السلام بودم و آن حضرت چنان بود كه پس از نماز صبح تا وقتى كه آفتاب طلوع مىكرد ، سخنى نمىگفت ، اما روزى كه پسرش زيد به دنيا آمد ، آمدند و او را مژده دادند ! مىگويد : امام عليه السلام نگاهى به يارانش كرد و فرمود : « نظر شما چيست ؟ نام اين پسر را چه بگذارم ؟ » راوى مىگويد : هر كدام چيزى گفتند : اين نام را بگذار ! آن نام را بگذار ! امام عليه السلام خطاب به غلامش فرمود : « غلام ! قرآن را بياور ! »
راوى مىگويد : قرآن را آوردند ، امام عليه السلام آن را بر دامن نهاد و سپس آن را گشود و به نخستين حروف ورق قرآن نگاه كرد ، ناگاه اين آيه آمد :
« فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً »
« 1 »
سپس آن را بست و ديگر بار گشود - تا سه مرتبه - و نگاه كرد ، ناگهان در اوّل ورق اين آيه آمده بود :
« إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ »
« 2 »
هامش
( 1 ) - نساء / 95 : خداوند مجاهدان را بر قاعدان اجر و پاداشى بزرگ بخشيده است .
( 2 ) - توبه / 111 : خداوند از مؤمنان جانها و اموالشان را خريدارى مىكند ، و در برابر اين متاع ، بهشت را به آنان مىدهد ؛ آنها در راه خدا پيكار مىكنند ، و دشمنان حق را مىكشند و يا در اين راه كشته مىشوند ( و شربت شهادت را مىنوشند ) اين وعدهء حقى است برعهدهء خداوند كه در سه كتاب آسمانى : تورات و انجيل و قرآن آمده است ، چه كسى وفادارتر به عهد خود از خداست ؟ ! بشارت باد بر شما به اين معاملهاى كه انجام داديد ، و اين پيروزى و رستگارى بزرگى است براى همهء شما .