عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! او حقى بر من دارد اما نه اين قدر كه من قتل پدرم را به او ببخشم !
فرمود : پس مىخواهى چه كنى ؟
گفت : مىخواهم انتقام بگيرم و قصاص كنم ! و اگر به خاطر حقى كه بر من دارد بخواهد بر اساس ديه مصالحه كنم حاضرم با او در برابر ديه مصالحه كنم و او را ببخشم ؟ !
علي بن حسين عليهما السلام فرمود : او چه حقى بر تو دارد ؟
عرض كرد : يابن رسول اللَّه ! او به من توحيد خدا و نبوت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و امامت على و امامان عليهم السلام را آموخت .
علي بن حسين عليهما السلام با شنيدن اين سخن فرمود : آيا اين مقدار نمىتواند خون بهاى پدر تو باشد ؟ آرى به خدا سوگند كه اين خون بهاى تمام اولين و آخرين را اگر كشته شوند - جز پيامبران و امامان - كفايت مىكند ، زيرا كه خون آنان عليهم السلام را هيچ چيز برابرى نمىكند . » . « 1 »
20 - ابن شهر آشوب از يزيدبن عبدالملك به نقل از زينالعابدين عليه السلام آورده است كه دربارهء قول خداى تعالى :
« بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْياً »
« 2 » فرمود : « منظور ، از آن چيز ولايت اميرمؤمنان عليه السلام و اوصياى پس از ايشان است » . « 3 »
21 - همو از عبداللَّه بن حسين ، نقل كرده است كه زينالعابدين عليه السلام
هامش
( 1 ) - احتجاج : 2 / 50 .
( 2 ) - بقره / 90 : آنها در برابر چه بهاى بدى خود را فروختند ! آنها به آنچه خداوند نازل كرده بود بهخاطر حسد كافر شدند .
( 3 ) - مناقب ابن شهر آشوب : 1 / 201 .