نامه را بر وى خوانديم و تلاش كرديم ولى او همچنان در برابر ما بهانه مىآورد ، تا اين كه فرمود : من در عالم خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدم و در آن خواب به من مأموريتى داده شد كه من در پى آن مىروم ! كه انجام آن بر من سزاوارتر است !
آن دو نفر به وى گفتند : آن خواب چه بود ؟
فرمود : من آن را به كسى نگفتهام و نخواهم گفت تا وقتى كه پروردگارم را ديدار كنم .
مىفرمايد : نامهء عمروبن سعيد به حسينبن على عليهما السلام بدين شرح بود :
به نام خداوند بخشايشگر مهربان ، از عمروبن سعيد به حسينبن على عليهما السلام اما بعد من از خدا درخواست دارم كه آنچه باعث هلاكت تو است بازگرداند ! و تو را بدانچه باعث رشد است هدايت كند ! به من خبر رسيد كه تو جانب عراق عزيمت دارى و به راستى كه تو را به خدا پناهنده مىكنم از مخالفت و بر تو بيمناكم كه مبادا در آن راه هلاك شوى ! هم اكنون عبداللَّهبن جعفر و يحيىبن سعيد را به خدمت شما فرستادم با آنها نزد ما بيا كه براى تو نزد من امان و پيوند رحم و احسان و حسن جوار است و خدا در اين امر بر من گواه و كفيل و ناظر و وكيل است . والسلام .
امام عليه السلام فرمود : امام حسين عليه السلام در پاسخ وى نوشت : اما بعد ، خدا و رسولش كسى را كه به سوى خداى عزّوجلّ فرا خواند و عمل صالح انجام دهد ، مخالفت نمىكنند و فرمود : همانا من از مسلمانانم و مردم را به امنيت و نيكوكارى و پيوند با يكديگر فرا مىخوانم ، بنابراين بهترين امان ، امان خداست و هر كه در دنيا از او نترسد در روز رستاخيز خداوند او را ايمن نگرداند . بنابراين از خداوند درخواست داريم كه ما را
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٨٧