مرا مأمور ساخت كه آنها را به على عليه السلام سفارش كنم ! امّ سلمه ! بشنو و گواه باش كه اين علي بن ابىطالب در دنيا و آخرت برادر من است ! اى امّ سلمه ! بشنو و شاهد باش كه اين علي بن ابىطالب در دنيا و نيز فرداى روز قيامت پرچمدار من است .
اى امّ سلمه بشنو و آگاه باش كه اين علي بن ابىطالب پس از من وصىّ و جانشين من و برآورندهء وعدههاى من و دور كنندهء از حوض من است .
اى امّ سلمه ! بشنو و شاهد باش كه اين علي بن ابىطالب سرور مسلمانان و پيشواى پرهيزگاران و رهبر برجستهء فرهيختگان و كشندهء بيعت شكنان و منحرفان و بى دينان است !
عرض كردم : يا رسول اللَّه ناكثين چه كسانى هستند ؟ فرمود : كسانى كه در مدينه بيعت مىكنند و در بصره مىشكنند .
گفتم : قاسطين ، كدامند ؟ فرمود : معاويه و همراهان او از مردم شام .
پرسيدم : مارقين چه افرادى هستند ؟ فرمود : اصحاب نهروان .
سخن اينجا كه رسيد ، آزاد شدهء امّ سلمه گفت : عقده مرا گشودى ، خداوند تو را گشايش بخشد ! به خدا سوگند كه ديگر هرگز على عليه السلام را دشنام نخواهم داد ! » . « 1 »
19 - از يونس بن حباب نقل كرده است ، مىگويد : علي بن حسين زين العابدين عليهما السلام فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است : چيست حال آن مردمى كه چون از آل ابراهيم عليه السلام نزد ايشان سخن گفته شود شاد و خرسند مىگردند ولى وقتى كه از آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم در نزد ايشان سخن به
هامش
( 1 ) - بشارةالمصطفى : ص 70 .