را مىبيند و دو چشمى كه به وسيلهء آنها امر دنياى خويش را مىنگرد ، پس هر گاه خداوند خير بندهاى را بخواهد ، دو چشم او را كه در دل اوست مىگشايد پس عيب خويش را بدان وسيله مىبيند و چون جز اين را اراده كند ، قلب او را به حال خود وامىگذارد » .
آنگاه نگاهى به طرف آن كسى كرد كه راجع به قَدَرْ پرسيده بود ، فرمود : « اين از آن قبيل است ، اين از آن قبيل است . » « 1 »
6 - از عبداللَّه بن جارود با يك واسطه از على بن حسين عليهما السلام نقل كرده است مىفرمايد : « خداوند بدنهاى پيامبران را از طينت عليّين آفريد و دل مؤمنان را نيز از همان طينت خلق كرد ولى بدنهاى ايشان را از پايينتر از آن ! و دلها و بدنهاى كافران را از سجّين آفريد و بين اين دو طينت را درهم آميخت ، از اينروست كه از مؤمن ، كافر به دنيا مىآيد و از كافر ، مؤمن ! و از اينجاست كه بدى نصيب مؤمن مىشود و به كافر نيكى مىرسد ! بنابراين دلهاى مؤمنان به سوى آن چيزى گرايش دارد كه از آن خلق شدهاند و دلهاى كافران نيز به آن چيزى گرايش دارد كه از آن خلق شدهاند . » « 2 »
7 - از ابوحمزهء ثمالى نقل كرده ، مىگويد : به على بن حسين عليهما السلام گفتم :
براى چه خداى عزّوجلّ خود را از نظر خلق پنهان داشته است ؟
فرمود : « چون خداى تبارك و تعالى اساس ساختار آنان را بر جهل نهاده است ، بنابراين اگر آنان به خداى عزّوجلّ نظر مىكردند هر آينه با وضعى كه داشتند اور ا با هيبت و عظمت نمىيافتند ، نمونهء اين در خود
هامش
( 1 ) - توحيد : ص 366 .
( 2 ) - علل الشرايع : 1 / 78 .