طارق بندهاى از بندگان تو و زمان اختيار او به طور كامل در دست تو و دلش بين انگشتان تو است ، هر چه بخواهى با او مىكنى ! ياد و نام مرا از خاطر او ببر !
وقتى كه طارق از فرمانروايى مدينه بر كنار شد ، همان مرد اموى كه با او دربارهء سعيد صحبت كرده بود در « ذىالمروه » او را ديد ، گفت : من با شما دربارهء سعيد صحبت كردم كه او را به من ببخشى و تو قبول نكردى ، گويا شفاعت ديگرى را پذيرفتى ؟ طارق گفت : به خدا سوگند از آن روزى كه از تو جدا شدم امروز كه برگشتم ، او را فراموش كردم ! « 1 »
3 - همو از يكى از پيشينيان نقل كرده است وقتى كه جنازهء على بن حسين عليهما السلام را عبور دادند همهء مردم فورى رفتند و جز سعيد بن مسيّب كسى در مسجد نماند ، حشرم آزاد شدهء اشجع در برابر او ايستاد و گفت :
اى ابومحمّد ! آيا بر اين مرد صالح در خانهء شخص صالح نماز نمىخوانى ؟ گفت : دو ركعت نماز در مسجد بخوانم براى من محبوبتر از آن است كه بر اين مرد صالح در خانهء صالح نماز گذارم ! « 2 »
4 - و نيز از على بن زيد نقل كرده ، مىگويد : به سعيد بن مسيّب گفتم :
تو كه دربارهء على بن حسين عليهما السلام به من گفتى : « او نفس زكيّهاى است كه نظير او را سراغ ندارى ! گفت : همينطور است و آنچه دربارهء او مىگويم بر كسى پوشيده نيست ، به خدا كه مثل او را كسى نديده است !
على بن زيد مىگويد : گفتم : اى سعيد ! به خدا كه اين حجّت مسلّم و قطعى در برابر تو است پس چرا به جنازهء آن حضرت نماز نخواندى ؟
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 107 .
( 2 ) - همان .