تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
5 - همو از عبدالملك بن نوفل بن مساحق نقل كرده ، مىگويد : آنگاه مروان نزد على بن حسين عليهما السلام آمد ، موقعى كه بنى اميه را از مدينه بيرون كردند ، على بن حسين عليهما السلام وسايل و اسباب و همسر مروان را اجازه نداد بيرون كنند و پناه داد كه پس از آن وى به طايف رفت ؛ او همان ام‌ّابان دختر عثمان بن عفّان بود كه پسرش عبداللَّه را نيز با او فرستاد ، و مروان از اين بابت از آن حضرت تشكّر مىكرد . على بن حسين عليهما السلام بين مروان و عبدالملك واسطه شد و بدين وسيله مىخواست مسلم بن عقبه امان‌نامه‌اى براى مروان صادر كند تا آنجا كه روزى براى وساطت نزد مسلم بن عقبه آمد و بين آنها نشست ، ولى او گفت : تو بين من و اينان وساطت مىكنى تا از من امان‌خط بگيرى ! به خدا سوگند كه اگر چنين جريانى بين آنها بشود تو را خواهم كشت ! ولى اميرالمؤمنين [ ! ] سفارش تو را به من كرده و به من گفته است تو با او مكاتبه كرده‌اى كه اين در نزد من تو را سودمند افتاده است . عوانة بن حكم مىگويد : وقتى كه على بن حسين عليهما السلام را نزد مسلم بن عقبه آوردند ، پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : اين على بن حسين عليهما السلام است . مسلم خوش آمد گفت . سپس او را روى تخت و فرش مخصوص خودش نشاند ، آنگاه گفت : قبلًا اميرالمؤمنين سفارش شما را به من كرده است . و گفت : اين ناپاكان مرا مانع شده‌اند از اين كه به شما بپردازم و صلهء رحم كنم ! سپس به على بن حسين عليهما السلام گفت : شايد خانوادهء شما ناراحت شدند ! فرمود : « آرى به خدا سوگند ! » پس دستور داد مركب سوارى خود را بياورند و آن را زين كردند و بعد امام عليه السلام را سوار كرد و به خانه‌اش
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 214 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى