فرمود : « بقيهء آيه را نيز بخوان !
« التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ . . . »
« 1 » سپس فرمود :
« هر گاه اين اشخاص ظاهر شوند ما چيزى را بر جهاد مقدم نمىداريم » . « 2 »
6 - زهرى كارگذار بنى اميه بود ، مردى را مجازات كرد و آن مرد در اثر مجازات مرد ، زهرى دچار توهم شد و احساس ترس و وحشت كرد داخل غارى رفت و نه سال در آن جا بسر برد ! راوى مىگويد : علي بن حسين عليهما السلام به حج رفت و زهرى خدمت آن حضرت رسيد ، امام عليه السلام خطاب به وى فرمود : « من از نااميدى تو به قدرى بيمناكم كه از گناه تو آن قدر بيم ندارم ! خون بهاى مسلمى را براى خانوادهاش بفرست و خودت هم نزد خانوادهات برو و به اعمال دينى ات برس ! » .
زهرى با شنيدن سخنان آن حضرت فرمود : سرورم ! گرفتارى مرا بر طرف كردى ! خدا بهتر مىداند كه رسالات خود را در كجا قرار دهد ! و به خانهاش برگشت و از ملازمان علي بن حسين عليهما السلام شد و از جمله اصحاب آن حضرت به شمار مىآيد از اين رو يكى از مروانيان به وى گفت : زهرى ! پيامبرت يعنى علي بن حسين عليهما السلام با تو چه كرد ؟ ! « 3 »
7 - همو به نقل از « امتحان الفتهاء » آورده است كه مردى سه برده داشت اسم هر سه ميمون بود ، چون در آستانه وفات قرار گرفت ، گفت :
ميمون ، آزاد و ميمون ، برده و به ميمون صد دينار بدهيد ! كدام آزاد ، و كدام برده و به كدام يك صد دينار بدهند ؟ !
هامش
( 1 ) - توبه / 112 : آنها توبه كاران و عبادت كارانند . . .
( 2 ) - مناقب : 2 / 258 .
( 3 ) - همان .