فيقضي حوائجه ، ثمّ يرجع لم يختطف ؟ إن كان من قبلكم [ من هو ] على ما أنتم عليه ليؤخذ الرّجل منهم فتقطع يداه ورجلاه ويصلب على جذوع النّخل وينشر بالمنشار ، ثمّ لا يعدو ذنب نفسه .
ثمّ تلا هذه الآية
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ .
470 - الفضل ، عن محمّد بن عليّ ، عن جعفر بن بشير ، عن خالد بن أبي عمارة ، عن المفضل بن عمر قال : ذكرنا القائم عليه السّلام ومن مات من أصحابنا ينتظره ، فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام :
إذا قام أتى المؤمن في قبره فيقال له : يا هذا ! إنّه قد ظهر صاحبك ، فإن تشأ
شرح
تهديد كند برمىگردد ؟ اى كاش كساني كه پيش از شما بودند امنيتى را كه شما در آن هستيد ، دارا بودند . ولى مردى از آنها گرفتار مىشود ، دستها وپاهايش قطع مىگردد ، وبعد بر تنه نخلها به دار آويخته مىشود وبا قيچى تكهتكه مىشود . تازه آن شخص اين مسأله را وگناهش را از خودش مىداند [ كناية از عدم امنيت پيش از ظهور حضرت در بين مردم است ] . سپس حضرت اين آية را تلاوت فرمودند : « آيا گمان كرديد داخل بهشت مىشويد ، بىآنكه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد ؟ ! همانان كه گرفتارىها وناراحتىها به آنها رسيد ، وآنچنان ناراحت شدند كه پيامبر وافرادى كه ايمان آورده بودند گفتند : پس يارى خدا كي خواهد آمد ؟ ! [ در اين هنگام ، تقاضاى يارى از أو كردند ، وبه آنها گفته شد : ] آگاه باشيد ، يارى خدا نزديك است ! » « 1 »
47 / 470 - مفضل بن عمر مىگويد : در مورد قائم عليه السّلام مشغول صحبت بوديم واينكه چه كساني از أصحاب ما در حالىكه منتظر حضرت بودهاند از دنيا رفتهاند . امام صادق عليه السّلام به ما فرمودند : زماني كه قائم عليه السّلام قيام كند ، بر سر قبر مؤمن آمده وبه أو مىفرمايد : اى مؤمن ! دوست وصاحب تو ظهور كرده ، اگر مىخواهى كه در خدمت أو
هامش
( 1 ) . سوره بقره / آية 214 .