يا عليّ ( إنّ ) الشّيعة تربّى بالأمانيّ منذ مائتي سنة .
وقال يقطين لابنه عليّ : ما بالنا قيل لنا فكان وقيل لكم فلم يكن ؟
فقال له عليّ : إنّ الّذي قيل لكم ولنا من مخرج واحد غير أنّ أمركم حضركم فأعطيتم محضه وكان كما قيل لكم وإنّ أمرنا لم يحضر فعلّلنا بالأمانيّ .
ولو قيل [ لنا ] : إنّ هذا الأمر لا يكون إلى مائتي سنة أو ثلاثمائة سنة لقست القلوب ولرجعت عامّة النّاس عن الإسلام ولكن قالوا : ما أسرعه وما أقربه ؟ تألّفا لقلوب النّاس وتقريبا للفرج .
شرح
اى على ! شيعيان ما دويست سال است كه با آرزو تربيت شدهاند . « 1 »
يقطين به پسرش على گفته است : چه شده هرچه راجع به ما [ بنى عباس ] گفته شده واقع شده واتفاق افتاده ، ولى آنچه براي شما [ شيعه ] گفته شده واقع نشده واتفاق نيفتاده است ؟ على به پدرش گفت : آنچه كه درباره [ ظهور دولت ] شما و [ ظهور دولت ] ما گفته شده است ، از يك سرچشمه است ، با اين تفاوت كه امر شما ودولت شما واقع شده واتفاق افتاده است ومجال آن به شما عطا شده است ، بنابراين همانطور كه به شما گفته شده بود [ كه حكومت بنى عباس ظهور مىكند ] واقع شد . امر [ ظهور دولت ] ما هنوز واقع نشده است وما را در آرزوى آن نگه داشتهاند .
واگر به ما گفته شده بود كه اين امر [ ظهور حكومت دولت شيعه ] تا دويست يا سيصد سال ديگر اتفاق نخواهد افتاد ، موجب مىشد كه قلبها دچار قساوت شده وعموم مردم از اسلام برگردند . ولكن گفتهاند كه [ ظهور دولت ما ] چقدر سريع ونزديك است ؟ به اين ترتيب قلبها را بههم پيوند داده وفرج را نزديك جلوه دادهاند واينكه هر لحظه اين امر ممكن است واقع شود .
هامش
( 1 ) . آرزوى ظهور امام زمان عليه السّلام كه از اوّل بعثت تا شهادت امام كاظم عليه السّلام كه سال 183 بوده قريب به 200 سال است .